حسين قرچانلو
123
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
در آنجا ديدم كهنه ؛ گفتند : مسجدى بوده است ؛ طاقى بزرگ و از سنگ بود ؛ چنان كه اگر كسى قصد خراب كردن آن را داشت ، بايد مالى بسيار خرج كند . « 1 » ادريسى در قرن ششم هجرى مىنويسد : شهر بارو دارد . اطراف آن بوستانهاست . پادشاه قدس با سپاهيان روم از فرنگان و غيره در سال 548 ق عسقلان را فتح كردند و هم اكنون نيز در دست آنان است . « 2 » پيش از آن ، در 535 ق سپاه فرنگان به عسقلان حمله كردند و نواحى آن را غارت كردند . سپاهيان مصر كه عسقلان در تصرف آنان بود ، با فرنگان جنگيدند و فرنگان شكست خورده و فرار كردند . « 3 » در اوايل جمادى الاخر 583 صلاح الدين ايوبى به عسقلان آمد و پادشاه فرنگان و سركردگان داويه را كه در دمشق اسير بودند احضار كرد و از آنان خواست مسيحيان عسقلان را ندا دهند تا شهر را تسليم كنند . آنان ندا دادند ، ولى مردم شهر گوش به سخن آنان ندادند و پاسخهاى درشت دادند . صلاح الدين بر شدت جنگ بيفزود و منجنيقها نصب كرد . عاقبت ، مردم شهر را گرسنگى از پاى در آورد ، از اينرو از صلاح الدين با شروطى امان خواستند . صلاح الدين همهء شروط آنها را بپذيرفت و پس از چهارده روز محاصره ، شهر را در اواسط 583 ق فتح كرد . « 4 » در آغاز ماه شعبان 587 فرنگان دوباره آهنگ عسقلان كردند . صلاح الدين با ياران خود به مشورت نشست كه دربارهء عسقلان چه تصميمى بگيرد ؛ همه به خراب كردن آن اشارت كردند . ابتدا ، صلاح الدين به ويران شدن عسقلان رضا نمىداد ؛ ولى بالاخره خودش به عسقلان رفت و در نوزدهم شعبان 587 شهر را به كلى ويران كرد و سنگهاى آن را به دريا ريخت و نشان آن را از روى زمين محو كرد . « 5 » ياقوت در قرن هفتم هجرى به عسقلان عروس شهرهاى شام نام داده است . « 6 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : عسقلان از جملهء مرزهاى اسلام است . بندرى ندارد ، شرب مردمش از چاههاست و در اين زمان
--> ( 1 ) . سفرنامه ؛ ص 51 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 357 و ر . ك . : تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 105 و ج 4 ، ص 264 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 318 . ( 4 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 470 . ( 5 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 495 . ( 6 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 122 .